تبليغاتX
پنجره
پنجره

پنجره وا شد، پنجره بسته شد، پنجره وابسته شد.

نمیدونم چرا اونایی که از شاهین نجفی دفاع می کنند فقط از "آزادی بیان" حرف میزنن؟ پس "احترام به عقاید همدیگه" چی میشه؟
توهین شاهین نجفی در آهنگ"نقی" به امام دهم شیعیان و قسم دادنشان به اندام های جنسی!! و از همه بدتر پوستر این کار که از عکس سینه ی زن به جای گنبد امام رضا استفاده کرده بی احترامی به عقیده ی خیلی از آدماست.. کاش اونایی که ادعای روشنفکریشون گوش فلک رو کر کرده یه کم فقط یه کم به عقاید دیگران احترام میذاشتن..

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:59 توسط زینب حیدری|

کاش ذهن آدم یه دکمه ی shift+delete داشت..خیلی چیزا هست که باید فراموش کنم، خیلی چیزا هست که باید از ذهنم پاک کنم، خیلی آدما هستن که باید ببخشمشون   اما نه بخشش نه! که بعضی آدمها رو نمیشه بخشید.. که هرچقدر با دلت کلنجار میری راضی نمیشه که از بعضیها بگذره.. که اون بعضی ها بدجور دلت رو شکستن، که از روزهای خوبت یه عالمه خاطره ی بد ساختن... بعضی ها رو نمیشه بخشید ... باید آنها رو ندید گرفت..خیلی آدمها هستند که باید ندیده بگیرمشون.. باید ندیده بگیرم همه ی نامهربونی هاشون

باید ندید بگیرم شاید دوباره روزهای شادتر و تجربه کنم...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 15:42 توسط زینب حیدری|

به اصغر فرهادی -با احترام -

جدایی نادر از سیمین اسکار گرفت!

این خبر خوبی بود که امروز بین مردم رد و بدل شد و "ما" خوب می دانیم که صدا و سیما مدتهاست که دیگر "از ما" نیست. نه حرفهایش حرفهای ماست نه دغدغه هایش و نه...

و حالا اصلا اهمیتی هم ندارد...

بگذار اخبار ایران از پسر جوان گیلانی بگوید که اضافه وزن دارد!!

بگذار شبکه خبر از حکم انتصاب "این برادر" برای "آن برادر" خبر دهد،

بگذار از سوریه و بشار اسد بگوید،

بگذار امثال فراستی ها این جایزه را سیاسی بخوانند و خود، داور جشنواره ای سیاسی تر شوند،

بگذار در جشنواره ی فجر، شیخ طادی سیمرغش را به طالبی تعارف کند و طالبی هم قبول کند و حسینی دوباره آن را پس بگیرد!

بگذار قلاده های طلا مجوز بگیرد،

بگذار فیلم معادی دیده نشود،

بگذار مغرضانه ارزشِ کار تو را کمرتگ جلوه دهند،

بگذار... بگذار در دنیای کثیف سیاستهای خود دست و پا بزنند..

مهم مردم سرزمین تو اند.. مردمی که مدتها بود از سر غرور، اشک شوق نریخته بودند..

مردمی که تو، همیشه و همه جا، با احترام از آنها یاد کردی..

و این مردم، قدر شناس تو اند و تو را تحسین می کنند..

.

و باید هم تو را تحسین کرد، حتی اگر جدایی نادر از سیمین را دوست نداشته باشیم -که داریم- باید تو را تحسین کنیم،چرا که تو نام ایران را -در دنیایی جز دنیای آلوده ی سیاست- زنده کردی، که تو حس غرور را به ما هدیه دادی، که تو به ما عزت دادی و آبرو بخشیدی...

باید به تو گل هدیه داد...

باید برای تو هورا کشید...

باید به احترام تو ایستاد...

باید به احترام تو کاری کرد...

باید...

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 23:46 توسط زینب حیدری|

اصغر فرهادی عزیز!

سپاس که بعد از مدتها حس غرور را برایمان به ارمغان آوردی..

سپاس..

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 19:2 توسط زینب حیدری|

سه شنبه،

 چرا تلخ و بی حوصله؟

سه شنبه، چرا این همه فاصله؟

سه شنبه،

چه سنگین!

چه سرسخت!

فرسخ به فرسخ!

.

سه شنبه خدا کوه را آفرید!

.

.

پ ن: درست هفته پیش بود، سه شنبه ی هفته ی پیش که...

تو دنیام، جات تا همیشه خالی می مونه، نازنین مرد!

.

پ ن۲: حالا روزا همه شون سه شنبه اند.. لعنت خدا به این سه شنبه ها...

نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 6:47 توسط زینب حیدری

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 0:33 توسط زینب حیدری|

خوابيدي بدون لالايي و قصه

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه

ديگه كابوس زمستون نمي بيني

توي خواب گلاي حسرت نمي چيني

ديگه خورشيد چهره تو نمي سوزونه

جاي سيلي هاي باد روش نمي مونه

ديگه بيدار نميشي با نگراني

يا با ترديد كه بري يا كه بموني

رفتي و آدمكا رو جا گذاشتي

قانون جنگل و زير پا گذاشتي

اينجا قهرن سينه ها با مهربوني

تو،تو جنگل نمي تونستي بموني

دل تو بردي با خود يه جاي ديگه

اونجا كه خدا برات لالايي ميگه

ميدونم مي بينمت يه روز دوباره

توي دنيايي كه آدمك نداره

پ ن: نبودنت و نديدنت باورم نميشه،تنها دلخوشيم اينه كه از امشب بدون درد مي خوابي..

نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 23:45 توسط زینب حیدری



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت