تبليغاتX
پنجره

یه استادی داشتیم که می گفت: زندگی یک پدیده ی کلی نیست که از قبل وجود داشته باشه، زندگی همین لحظه لحظه هاست که داره می گذره. . .

دارم به زندگی فکر می کنم، به خودِ زندگی، به اینکه زندگی مثل یه کتاب مکتوب نیست تا هر کس کتاب زندگیشو برداره و بره یه گوشه ی دنیا بشینه و شروع به خوندنش کنه.

زندگی یه کتاب در دستِ تحریره، یه کتابی که خودمون باید بنویسیم، خودمون باید بسازیم و جالب اینجاست که از آخر داستان هم اصلآ خبری نداریم، یعنی نمی دونیم چی قراره بنویسیم، نمی دونیم، چون خیلی چیزها دست ما نیست؛ نمی دونیم آخرش کلاغه به خونش می رسه یا نه؟ نمی دونیم قهرمان قصه تا آخر خوب می مونه یا نه؟ نمی دونیم آدم بده به سزای اعمالش می رسه یا نه؟ نمی دونیم وقتی رسیدیم آخر قصه باز هم همه ی بود ها، بود اند و همه ی نبودها، نبود؟

نمی دونیم اما باید بنویسیم:

ممکنه بعضی از سطرها رو خودمون با همه ی وجودمون بنویسیم و بعضی رو از سر اجبار.

ممکنه بعضی از سطرها رو تا آخر عمر به خاطر بسپاریم و در عوض، رو بعضی از سطرها خط بکشیم.

ممکنه بعضی از سطرها رو روزی هزار بار با شوق مرور کنیم و بعضی هاشو فقط یه بار اونم سَرسَری و روزنامه وار،تنها نگاه کنیم.

ممکنه. . .

و چقدر آزار دهنده ست وقتی کتاب رو به پایان باشه، وقتی صفحه صفحه ی کتاب، داستانِ زندگی تو باشه؛ و تو هنوز زندگی نکرده باشی. . .

پس باید نوشت؛ باید خواند؛ باید ساخت؛

                                        این کتاب، هنوز عنوان ندارد. . .

 

پ ن1:اگر سازنده ی زندگی نباشی بازیچه ی آن می شوی. . .

پ ن2: از یه نفر پرسیدن اگه یه روزی نا گزیر بشی مابین حقیقت و زندگی، یکی را انتخاب کنی، چه می کنی؟

گفت: نمی دونم حقیقت چیه، زندگی را انتخاب می کنم...  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 23:3 توسط زینب حیدری |

۱.اهرام ثلاثه مصر:

سه هرم به شكل جالب با بناي عظيم در محلي به نام جيزه نزديك قاهره قرار دارند اين اهرام در قرن 28 قبل از ميلاد توسط سه فرعون به نام هاي كئوس و مي كرينوس و كفرن ساخته شده اند. به نوشته هردوت 400000 كارگر و برده به مدت 20 سال براي ساختن اين بنا به كار گرفته شده است حجم اوليه اين بناي عظيم و عجيب دو ميليون و هفتصد متر مكعب و وزني معادل 8 ميليارد كيلو بوده است.

 2.باغ هاي معلق بابل:

اين باغ هاي كه به روايتي 5 تراس منطبق بودند به دستور نينوس پادشاه  بابل براي همسرش سميراميس در كنار رود فرات بنا گرديدند.

 3.برج دريايي اسكندريه:

اين برج به نام فار در نزديكي بندر اسكندريه در مصر در درياي مديترانه فعلي بنا گرديده بود تا با اتشي كه در انتهاي آن روشن بود راهنماي كشتي ها باشد. اين برج در 247 الي 304 از ميلاد  به دستور بطلمیوس ساخته شده بود.اين برج در سال 1357 ميلادي در اثر زلزله به كلي ويران شد و اثري از آن به جاي نمانده است.

4.مجسمه رودس:

 جزيره رودس در درياي اژه مديترانه در جنوب غرب كشور تركيه واقع شده است متعلق به كشور يونان مي باشد.مردم اين جزيره در زمان هاي قديم عموما ملوان بودند و در مجسمه سازي مهارت زيادي داشتند.به نوشته مورخان در اين جزيره بيش از صد مجسمه غول پيكر ساخته شده است و عجيب ترين آن مجسمه برنزي بود كه به رودس معروف است كه نام واقعي آن هليوس یعنی رب النوع خورشيد بوده است.ارتفاع اين مجسمه حدود 40 متر بود كه به سال 280 قبل از ميلاد ساخته شد ولي 56 سال بعد به دليل زلزله شديدی ويران شد.

5.مجسمه زئوس:

مجسمه زئوس از طلا تراشيده شده بود و تاجي از طلاي خالص به شكل خار بر روي سر داشت و مجسمه اي از الهه پيروزي در دست راست و عصاي سلطنت را بر دست چپ داشته است.اين مجسمه به علت جنگ هاي روم و يونان از بين رفت.

 6.معبد ديان(ديانا):

در قرن 6 قبل از ميلاد براي الهه شكار و ماه در سونان ساخته شد. محل بناي اين معبد در جايي بود كه احتمال تخريب بسيار كم بود و اين معبد از مرمر خالص ساخته شده بود.ساختمان اين معبد به سال 400 ق م پايان يافت ولي در سال 346 ق م بر اثر آْتش سوزي مهيبي از بين رفت.آتش سوزي اين معبد عمدي بوده و به دست شخصي به نام ارستورات به آتش كشيده شد. اين بنا مجددا ساخته شد ولي مجددا نيز شخصي به نام هردسراتس از سركردگان قوم گت آن را خراب نمود.

7.مقبره موزول:

اين مقبره به دستور زن پادشاه موزول ساخته شد اين بنا در شهر هاليسكارناي ناحيه كاريس بنا گرديد.اين بنا به وسيله سواران سن ژان تخريب گرديد تا از سنگ هاي آن براي ساختن برج ها استفاده شود.امروزه آثار آن فقط در موزه لندن نگهداري مي شود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 23:56 توسط زینب حیدری |

شاید تا حالا اسم اسکار وایلد رو شنیده باشید، وایلد نویسنده ی بزرگی نبود و بیشتر از یک رمان هم ننوشت که اونهم چیز جالبی از آب در نیومد و وقتی آندره ژید در مورد علت نوشتن آن از وایلد پرسید، او گفت آن رافقط به این خاطر نوشته که یکی از دوستانش شرط بسته بود که او نمی تواند رمان بنویسد.

 اما وایلد جملات درخشان و زیبایی دارد که شاید بخشی از شهرتش به این خاطر باشد:

_بچه ای که مرده به دنیا می آید نشانه ی این است که خدا، حس طنز دارد.

_در نهایت، مد چیست؟ شکلی از زشت بودن که آن قدر غیر قابل تحمل است که مجبوریم هر شش ماه  یکبار عوضش کنیم.

_فقط آدم های سطحی اند که روی ظاهر قضاوت نمی کنند.

_وقتی یک نفر عاشق می شود شروع می کند به گول زدن خودش و وقتی تمامش می کند، دارد بقیه را گول می زند.

_آدم ها اسم اشتباه های بزرگشان را می گذارند "تجربه" و بابتش به دیگران فخر می فروشند.

_توی این دنیا دو تا تراژدی وجود دارد. یکی نرسیدن به آنچه می خواهی، یکی رسیدن به آن.

_آرزوهای دور و دراز، باعث شدند "دموکراسی" به وجود بیاید. اما دموکراسی یعنی چه؟ چماق کشیدن مردم روی مردم به خاطر مردم.

_"خود خواهی" این نیست که یک نفر آن طور که دلش می خواهد زندگی کند. این است که توقع داشته باشد بقیه آن طور که او دلش می خواهد زندگی کنند.  

 

پ ن: 30 نوامبر 1900 (10 آذر) تاریخ درگذشت اسکار وایلد است و بهانه ی خوبی برای نوشتن و خواندن جملاتش. . .

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 7:34 توسط زینب حیدری |